انارماهی

بسم الله


استفاده از مطالب این وبلاگ، بدون یا با ذکر منبع آن، به شرطِ تغییر ندادنِ مطلب، مجاز بوده و مورد رضایت نویسنده میباشد.
.
ملیکا مشتاقی

آدرس کوتاه شده برای لینک در بلاگفا
http://goo.gl/4vcqeE

بایگانی

ب الف ز الف ر

پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۴۸ ق.ظ

آقاجون، از شش سالگی کفاشی کرده، پادویی کرده، زمین خورده، ورشکسته شده، بارها از صفرِ صفر شروع کرده و حالا صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های تولید کفش تمام چرمِ دست دوزِ مردانه است. از چند سال پیش به لطف واردات کفش چینی و این اواخر کفشِ چرمِ تُرک، کاسبی شان مثل قبل نیست ولی زندگی شان چرا.


خاله بزرگه، از هفده سالگی که ازدواج کرد پی کسب هنرهای مختلف بود، خیاطی و منجق دوزی و گلدوزی و گل سازی و مجسمه سازی و سرمه دوزی و روبان دوزی و هر چیز دوختنی و ساختنی و پختنی که فکرش را بکنی را یاد گرفت و دستِ آخر آموزشگاهِ خودش را تاسیس کرد. حالا به لطف تورم و بالا رفتنِ سرسام آور نرخ کلاس های سازمان فنی حرفه ای کاسبی شان مثل قبل نیست، اما زندگی شان چرا.


از این مثالها اگر بخواهم بزنم، دور و اطرافم زیادند، کسانی که شاید کسب و کارشان مثل دورانِ قبل از رکود و تورم و بالا رفتن نرخ دلار نباشد، ولی زندگی شان هست. به همان اندازه پر برکت، به همان اندازه و شاید حتی بیشتر پر رزق و روزی، به همان اندازه بزرگ، به همان اندازه و شاید بیشتر قشنگ. برای من که دلیل همه ی اینها را چیزهایی میدانم که برای خودم مقدس اند، تازه وارد شدن به بازاری که انگار رحم و مرام و مروت و بذل و بخشش در آن جایی ندارد کمی یا شاید بهتر است بگویم خیلی سخت است. ورود به بازاری که می گوید اگر گران شد تو هم جنس از قبل خریده را گران کن تا بتوانی بعداً بخری، برای منی که نانِ دستِ پیرمردی را خورده ام که هیچوقت حتی در اوضاع کنونی جنس از قبل خریده را به این بهانه گران نکرده، سخت است، خیلی سخت. این که می بینم همراهان و هم صنفان راهکارها و حرفهایم را درک نمی کنند سخت نیست ولی اینکه ببینم دارم کم کم شبیه به باورهای کسانی می شوم که شبیه من زندگی نکرده اند، شبیه من نان نخورده اند، شبیه من شب و روز به هم نرسانده اند، سخت است. خیلی سخت. ترجیح دادم که تنها باشم. به دور از هیاهو، به دور از حرفها، به دور مشورت هایی که از آنچه می خواهم از خودم بسازم دورم می کنند. من به برکت باور دارم. به ایمانی که پشتِ هر سود کمتر هست، و به هر بخششی که از زحمتِ دستِ آدمی باشد، قسم می خورم.


من با باورهای خودم، در همین بازارِ پر هیاهوی سرشار از برکت به کار ادامه می دهم و ایمان دارم که سود، نه در جیبِ من و بقیه، که در نگاهی نهفته است که مشتری به من و محصولات من خواهد داشت.


  • انارماهی : )

اذن دخول

از اینجا که منم

نظرات  (۲)

آره برکت در زندگی یعنی یک سرمایه ناچیز گره گشایی های بزرگ ازش بربیاد و هزار جور چیز دیگه که با پول نمیشه خرید...


دقیقا همینطوره روزی رسون خداست قطعا همه ما با همین روزی که خدا بهمون داده زندگیمون میچرخه حالا ی عده بیان چوب لای چرخ کنن هم باز زندگی جریان داره چون خدا هست 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی