انارماهی

بسم الله


استفاده از مطالب این وبلاگ، بدون یا با ذکر منبع آن، به شرطِ تغییر ندادنِ مطلب، مجاز بوده و مورد رضایت نویسنده میباشد.
.
ملیکا مشتاقی

آدرس کوتاه شده برای لینک در بلاگفا
http://goo.gl/4vcqeE

بایگانی

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۲ ثبت شده است

روزِ هشتم

چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۲، ۰۳:۱۳ ب.ظ
غلامـ ـی که از کسی غیر از اربابش بترسد ، هیچ غلامِ خوبی نیست ، میرود ماست بگیرد ماست بند سرش یه عربده میکشد ، ظرف ماست را میشکند ، میرود گوشت بگیرد از قیافهء قصاب میترسد ، قصاب هرچه آشغال گوشت هست تحویلش میدهد ، میرود سراغ تامینِ جایی برای خوشگزرانی اربابش ، ملّاکِ محل چهارتا لیچار بارش میکند و بدترین جا را به نامِ بهترین جا بهش می اندازد ...غلام هم چون می ترسد ، سکوت میکند . چون از کسی غیر از اربابش می ترسد ، نمیتواند نیازِ ارباب را آنطور که شایسته است تامین کند ...حکایتِ بندگی کردن های ما همین است ، ما ، همه بنده ایم ، اگر قرار باشد از کسی ، غیر از خدایمان بترسیم ، درست بندگی نمیکنیم ، درست راهِ راست را نمیرویم و از ترسِ نگاه و نیش و کنایه و تمسخر و تهدید دیگران میزنیم جاده خاکی ، کل فرعی های جاده را میرویم تو که به چشم بقیه خوب و خوش بیاید راهمان ، ...بنده نباید که از بنده بترسد ... بنده ها باید به هم احترام بگذارند ، هم را تکریم کنند ، نسبت به هم رحیم باشند ، به هم احسان کنند ، ولی ... حق ندارند که از هم بترسند ، خواه این دو بنده پدر/مادر و فرزند باشند ، خواه دو رفیق ، خواه معلم و شاگرد ، خواه رئیس و مرئوس ...+ سرمان به شدت شلوغ شده ، گاهی وقتِ فکر کردن به مطالب وبلاگ را نداریم ... شرمنده اگر غیبتم باعث نگرانی تان شد+ برای شادی روحِ پدرِ دوستِ عزیزم مریم ... اگر فاتحه ای بخوانید یا صلواتی بفرستید ، برای شبِ اولِ قبرِ خودتان روزیِ بیشتری جمع کرده اید ..
  • انارماهی : )

روزِ چهارم

شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ۰۵:۳۷ ق.ظ
امروز ، مردم از ترسِ فقر بچه هایشان را نمی کشند ، امروز مردم از ترس فقر بچه هایشان را له میکنند و نابود میکنند و به ویرانی می کشانند ...وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُم إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءًا کَبِیرًا (اسراء آیهء سی و یک)و فرزندانتان را از ترس فقر به قتل نرسانید، ما آنها و شما را روزی می‏دهیم، مسلما قتل آنها گناه بزرگی است.امروز مادرها و پدرها انقدر از ترسِ فقر کار میکنند که فرزندانشان را نابود میکنند ...
  • انارماهی : )

روزِ سوم

جمعه, ۲۱ تیر ۱۳۹۲، ۰۷:۰۸ ق.ظ
خیلی پیش آمده مایوس شویم ، خدایی کمتر کسی بینِ ما پیدا میشود که بگوید : میدانم خدا هر آنچه بخواهم را عطا میکند ، کمتر کسی پیدا میشود از همان ابتدای مصیبت قلبش آرام باشد به دلیلی : چون مصیبت از جانب پروردگارِ من است پس حتما خیرِ محض است ... کمتر کسی اطرافمان هست که ایمان داشته باشد خدا هرگر برای بنده اش بد نمیخواهد . کمتر کسی را دیده ایم که سالهای سال با شوق و امیدِ روز افزون از خدایش چیزی را طلب کند ...شاید هم شما زیاد دیده باشید و دیده های کورِ من ، نابینای دیدنِ چنین بنده های مخلصی باشد ، قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّ‌حْمَةِ رَ‌بِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ  ﴿الحجر: ٥٦﴾آیه را خدا برای احمد صلیاللهعلیهوآلهوصلم نقل میکند که ابراهیم علیهالسلام گفت : جز مردمِ گمراه ، چه کسی از لطفِ خدای خود مایوس میشود ؟حواسمان را جمع کنیم ... هم در این ماه و هم بعد از آن از مردمِ گمراه نباشیم ...+ در سطرهای سفید بخوانید /// به خودمان که نه ، به آنها که برایشان عزیز هستیم رحم کنیم
  • انارماهی : )

روزِ دوم

پنجشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۲، ۰۶:۳۰ ق.ظ
یادمان باشد ماهماهِ خدایی ست که اول از مهربانی اش آگاهمان کرد بعد گفت منِ مهربان ، مالکِ روزِ حساب و کتابِ اعمالت هستم ...+ آیاتِ سروهء حمد را با دقتِ بیشتری بخوانیم ...
  • انارماهی : )

روز اول

چهارشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۲، ۱۱:۵۴ ق.ظ
بارها مصیبت نازل شد و به نامِ صبر ، شیون ها کردیم ، بارها ناراحتی ها زیاد شد و به نامِ رضا ، شکایت ها کردیم ، بارها سختی ها آمد و به نامِ توکل ، تهمت ها زدیم [به مهربانیِ خدایمان] ، بارها و باز هم بارها پایمان لغزید و به نامِ امید عفو ، خودمان را پرتاب کردیم [به دره های گناه] ، بارها و بارها رحمت ها دیدیم [در حقِ سایرِ مخلوقات] و به نامِ تفکر ، کافر شدیم [به عدالتِ خدایمان] ، ... در سورهء مبارکهء سجده ، آیهء شریفهء بیست و یکم چنین آمده : به آنان ، از عذابِ نزدیک ، پیش از عذابِ بزرگ ، می چشانیم ، شاید بازگردند ...خطابِ آیه به تکذیب کنندگانِ آیات الهی ست و طبق تفاسیر ، عذابِ نزدیک را دنیا و عذابِ بزرگ را آخرت میدانند ... این بلایا و مصیبت ها و سختی ها و ناراحتی ها و تمامِ آنچه که میبینیم و نمیفهمیم را میفرستند که ما را بازگردانند ، میفرستند چون به ما ... امیدوارند ...
  • انارماهی : )

شب نیمهء شعبان بود

جمعه, ۱۴ تیر ۱۳۹۲، ۰۱:۲۹ ب.ظ
... صدای آهنگهای مختلفِ رپ و پاپ با ریتم های جوان پسندانه و صدای مولودی های مداح های معروف به ترتیب از جنوب و شمالِ خانه به گوش میرسید ، اذان که شد جفت صداها ختم شد به اذان ، نمازِ ضلعِ جنوبی ها زودتر از نماز شمالی ها تمام شد ... فرقی نمیکند که ... مهم این است که هر دو رفتند پشتِ امامِ زمانشان نماز بخوانند و برگشتند تا به عیش تولد مولایشان برسند .+ دوستی یکی بیت از شعرِ صالح سجادی را توی وبلاگش گذاشته بود ... البته جمعه ، و همین امروز خواندم و به دلم نشست ...شما هم بخوانید : چقدر ساکت و ژرف و عمیق و بی نقص اند تصوری که من از چشم هایتان دارم ... تصور کنیم چشم های آقا را ...+ اصلِ شعر نوشته دقیق نه عمیق
  • انارماهی : )
اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ تُفاخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ تُفخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخاخخخخخخخخخخخخخخخخ تُففففففففففففففففففففففخخخخخخحتما شما هم با این صداها مواجه شدید ، وقتی که یکی داره تو دستشویی محتویاتِ گوش و حلق و بینی ش رو خالی میکنه و همراهِ با اون دل و رودهء ما رو میاره تو دهنمون . معمولن سعی میکنیم به روی خودمون نیاریم که حالمون داره بهم میخوره ، سعی میکنیم نشنویم ، سعی میکنیم وقتی طرف اومد بیرون نگاهش نکنیم و به روش نیاریم ، رومونو میکنیم اونور که راحت رد شه و بره . آقا امامِ زمان ، در برابر گناهانِ ما ، حالشان بد میشود ، حالشان از این همه گناهی که میکنیم بهم میخورد ، ولی نگاهمان نمیکنند که آبرویمان نرود ، که بتوانیم برویم درِ خانه شان ، که مبادا در آن حال و حتی بعدش چشم توی چشم شویم و از ترسِ آبرو دیگر رو سوی شان نکنیم .+ برای عرض تسلیت خدمتِ دوست عزیزمون کلیک کنید لطفن ... پدربزرگشون رو از دست دادند ... انشاالله که قرین رحمتِ الهی هستند
  • انارماهی : )
یادتان هست ؟ بچه که بودیم ، مثلن کلاسِ اول ، وقتی با یک نفر دوست بودیم ، رنگِ دفترمان ، تغذیهء زنگِ تفریحمان ، عروسکِ سرمدادی مان ، رنگِ کیف و کفشِ مان ، ... همه را با هم یکی انتخاب میکردیم . مدام و مدام دنبالِ وجهِ اشتراک بودیم که بسازیم ، هرچه اشتراکات بیشتر میشد ، ما هم بیشتر به دوستی خودمان می بالیدیم و کیف میکردیم ، حتی حروفِ اسم هایمان را هم میچیدیم کنارِ هم تا مشترکاتش را دربیاوریم ، گاهی حتی توهمِ اشتراک میزدیم و دوست داشتیم بیمارستان به دنیا آمدنمان هم یکی باشد ...ما با خدا یک وجهِ اشتراک داریم ، آن هم روحِ ماست که از وجودِ خودِ خداست که در ما دمیدهما را با احمد صلاللهعلیهوآلهوسلم دو وجهِ اشتراک است ، یکی خدایِ ما و دیگری دینِ ماو با علی بن اابی طالب علیهالسلام سه وجهِ اشتراک ، خدای ما ، دینِ ما ، مذهبِ ما .. سلسله را اگر ادامه دهیم ...ما را با آقا امامِ زمانمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف ، چند وجهِ اشتراک است ، خدایمان ، روحِ مان ، دینِ مان ، مذهبِ مان ، محبتِ مان ، انتظارِ مان ، زمانِ مان و تمامِ وجودمان که آقا سرپرستِ ماست ...این همه اشتراک داریم و آقا را به رفاقت و دوستی قبول نداریم ... عجیب مردمی هستیم ما* ما گِلِ ناچیزی بیش نیستیم ، قبول ... ولی با گُل که میتوانیم بشینیم ، همّت کنیم خب ...
  • انارماهی : )

[عنوان ندارد]

جمعه, ۷ تیر ۱۳۹۲، ۰۲:۳۷ ب.ظ
اینجا برای ادامهء زندگیبرای دستیابی به آنچه که خیلی ها ندارندمیگوینداعتماد به نفس باید داشتما اما نداریم ما که میگویم یعنی همان من که ، شمایی که مخاطبِ خاصِ این جمله باشی میدانی چرا جمع به کار بردمنه از سرِ عشق ، نه از سرِ محبت ، که پیراهنِ اینها به تنِ ما در موردِ شما خیلی گشاد استکه از سرِ نداشتنِ همین اعتماد به نفسبه شما اعتماد میکنیماسمش را هم میگذاریم اعتماد به نَفَسیعنی که ما به نَفَسمان که شمایید اعتماد میکنیمشمایی که توی روح و روان و دل و جانِ ما دمیده شدید از ازل
  • انارماهی : )

30. مرحمت فرموده خود را زَر کنیم

سه شنبه, ۴ تیر ۱۳۹۲، ۰۷:۳۱ ب.ظ
بعضی آدمها توی فامیل یا دوستان یا آشنایان هستند که آدم میخواهد سر به تنشان نباشد ، وقتی میخواهند تشریف فرما شوند منزل و نورانی کنند خانه را و گناهانِ اهلِ خانه را به حرمتِ مهمان بودن با خود ببرند ، آدم عزا میگیرد که ای وای بر من ، فلانی [...]شنبه اینجا مهمان است ، برنامه هامان را جوری جور میکنیم که دیر برسیم به مهمانی ، ساعاتِ قرارمان را جوری تنظیم میکنیم که اصلن نباشیم و بقیه اهلِ خانه مراسم پذیرایی و ... را انجام دهند و به قولی شرّ مهمانِ ناخواندهء غیرِ قابلِ هضم از مناظر مختلفِ روحی و معنوی و مذهبی و ... کم شود .یک لحظه موقع اینجور تصمیم گرفتن برای بعضی مهمان ها و بعضی آدمهای دور و اطراف اگر اینگونه فکر کنیم که :خوب است وقتی میرویم درِ خانهء آقا امام زمان ، به اهلش بگوید : من حوصلهء این را ندارم برنامه هام را جوری بچینید که وقتی میاید من نباشم و پاسخش را خودتان یک جوری بگویید و ردش کنید که ریختِ نحسش را نبینم ... ؟ نه خوب است خدایی ؟ خب ما اطمینان داریم آقا که درِ خانه شان رفته ایم آنقدر بزرگ اند که به ما نگاه نمیکنند که ریختِ نحسمان را ببینند یا نه ، به کرامت و بزرگواری خود و خاندانشان نگاه میکنند . ما هم میتوانیم بزرگ شویم ، فقط کافی ست بخواهیم .
  • انارماهی : )

التماس دعا

سه شنبه, ۴ تیر ۱۳۹۲، ۰۴:۲۰ ق.ظ
  • انارماهی : )
این شبِ عیدی ، بیایید قرار نگذاریم که فلان گناهمان را ترک کنیم ، بیایید قرار نگذاریم که دیگر مالِ حرام نبریم توی زندگی هامان ، بیایید با آقا قرار نگذاریم که دیگر به ناموس مردم نگاه نکنیم ، قرار نگذاریم که دیگر توی امتحانات تقلب نکنیم ، اصلن تمام گناهانمان را بیخیال ، بیایید امشب هم اگر گناه میکنیم برویم پیش آقا و یک قرار دیگر بگذاریم ...بیایید امشب با آقا قرار بگذاریم دوستش بمانیم بیایید قرار رفاقت بگذاریم با آقا از خاطر نبریمشحداقل روزی یک سلام که بلدیم بدهیم بیایید توی دلمان یک صیغهء عقدِ رفاقت اختراع کنیم و بین خودمان و آقا امشب بخوانیم و قبولش کنیم ... آقا حرفی ندارند که با ما رفیق باشندآقا هوای رفیقِ گناهکار را بیشتر دارد تا کسی که تا ماهِ شعبان و نیمهء شعبانِ سالِ بعد ، گناهانش را با یادِ آقایش ترک میکند
  • انارماهی : )