انارماهی

بسم الله


استفاده از مطالب این وبلاگ، بدون یا با ذکر منبع آن، به شرطِ تغییر ندادنِ مطلب، مجاز بوده و مورد رضایت نویسنده میباشد.
.
ملیکا مشتاقی

آدرس کوتاه شده برای لینک در بلاگفا
http://goo.gl/4vcqeE

دو

شنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۸:۱۲ ب.ظ

- یک اقدامِ جمعی

- صحبتِ انفرادی و خصوصی

- مقابله به مثل

- سکوت

- اعتراض از طریق ارسال نامه

- ...

- و راه هایی که نمی دانیم.

مثل همیشه این گزینه ی آخری جزوِ لیستِ اقداماتی که به نظرش می رسید باید انجام شود، بود. فرقی نداشت مشکل چه باشد، این دفعه مساله شرکتِ طبقه پایینی بود که کلا آدابِ همسایگی نمی دانست، هفته ی پیش هم که درباره ی بهبودِ بهره وری خط تولید حرف می زدیم همین را نوشته بود، حتی رویِ تخته وایت بردِ اتاقش هم نوشته بود و هیچ کس نمی دانست منظورش از راه هایی که نمی دانست چیست، اصلا اگر راهی را نمی دانیم چرا باید حسابش کنیم؟! او اما حساب می کرد، صدرا حسابش با همه ی آدم های دور و برش فرق داشت و از یکی از همین راه هایی که نمی دانست به قلبم پا گذاشته بود.


  • انارماهی : )

یک تکه از یک رمان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی