انارماهی

بسم الله


استفاده از مطالب این وبلاگ، بدون یا با ذکر منبع آن، به شرطِ تغییر ندادنِ مطلب، مجاز بوده و مورد رضایت نویسنده میباشد.
.

آدرس کوتاه شده برای لینک در بلاگفا
http://goo.gl/4vcqeE

حالا اما قباحت دارد

سه شنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۸:۳۴ ب.ظ
آدم های آبی سیر، ماهی های قرمزِ تند، کاهوهای سبزِ پررنگ، ذرت های زردِ قناری، همه چیز مصنوعی شده، هیچ چیز رنگِ خودش نیست، حتی زعفرانِ رویِ غذا، حتی نانِ سنگک، حتی گوجه فرنگی، حتی هویج.

قدیم تر ها حداقل خنده هایمان، مهمانی هایمان، دور همی هایمان، فیلتر نداشت، همه چیز خودش بود، خودِ خودِ خودش بدونِ کیفیتِ فول اچ دی، بدونِ نگاه از دریچه ی یک مانیتورِ ال ای دیِ با رزولوشنِ چند صد هزار، همه چیز بی نهایت بود. عدد نداشت. تاریکی ها، روشنی ها، نورِ خورشید، آفتاب، مهتاب، هیچ چیز عدد دار نبود، کم و زیاد نمیشد. صورتیِ سیرِ دامنِ لیلا درست خودِ خودش بود قرمزِ قجری نمیشد، کتِ آبی آسمانیِ بابا جون یک دفعه آبی درباری نمیشد. سادگی در اوجِ سادگی به چشم میامد.

حالا اما نه تنها خودمان، مرغ و جوجه و کباب و بره ی بریانِ مقابلمان هم فیلتر دار شده. سفید، سفید نیست، آبی آبی نیست. همه ی اینها به جهنم، حالا رابطه هایمان هم فیلتر دار شده، لبخندهایمان با فیلترِ C1 وی اس کو دیده میشود، دستِ مامان که میخواهد آبجی کوچیکه را بغل کند خیلی ساده تویِ پیکسآرت Crop میشود، نام هایمان Blur میشوند و چشم هایمان تارِ تارِ تار.

ما آدم های اینستاگرامی شده ایم. رابطه هایمان اینستاگرامی شده و آلبومِ عکس های خانوادگی مان دیگر خانوادگی نیست، بین المللی ست. همه چیز از اصالت افتاده، خنده هایمان، گریه هایمان، خداحافظی هایمان. قدیم آدم ها یا می ماندند، یا از رفتنشان میفهمیدیم که رفته اند، یک اعلامیه ی "فعلا نیستم" نبود که به همه بفهماند من محتاجِ اصرارِ شما هستم، من محتاجِ محبتِ شما هستم. قدیم رفتن ها و ماندن ها و خندیدن ها و گریه کردن ها اصالت داشت.

  • انارماهی : )

اجتماعی

ما آدم ها

نظرات  (۷)

این رسم دنیا شاید باشد یعنی اصالت هست ولی با عبور زمان فرسایش پیدا کرده نگه داشتنش سخت می شود چون زمانه مثل سوهان می خراشدش و کمرنگش میکند انگار از دخمه ها درآمده و عمومی شده باشد میشود داشتش ولی دیگه به اون آسانی نیست ،
  • محمّدعلی عمرانی
  • قدیم ها زندگی برکت داشت...
    ما چرا رفته ایم با این موج؟
    انگار پیامبری می خواهیم مثل نوح که بیاید کشتی بسازد و نجاتمان بدهد از این گرداب...
    البته اگر اهل نجات باشیم

    پاسخ:
    شاید هم باید از خودمان پیامبری بسازیم
  • یا فاطمة الزهراء
  • با متنت واقعا آه کشیدم :'(
  • آهِ با مَد . . .
  • آدم حتی اگه قدیم ها نبوده باشه و با هاشون زندگی هم نکرده باشه
     اما
    خاطره هاشونو
     و عکساشونو
     که می شنوه
    و میبینه
     یک لحظه با اونا بودن رو به صد تا خوشی الان ترجیح میده... :(
    زیادی عکس دیدیم اخه.
    قبلنا اینطوری نبود.
    هی خواستیم شکل عکسا خوشرنگ تر باشیم.

    اصالت را از ما گرفتن لامذهب ها...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی