انارماهی

بسم الله


استفاده از مطالب این وبلاگ، بدون یا با ذکر منبع آن، به شرطِ تغییر ندادنِ مطلب، مجاز بوده و مورد رضایت نویسنده میباشد.
.

آدرس کوتاه شده برای لینک در بلاگفا
http://goo.gl/4vcqeE

حلقه رسید به تک پسرشان مرتضی

شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۲۸ ب.ظ

حلقه ی قدیمی را تویِ دستش جابجا کرد و زیرِ لب دعایِ دستِ چپِ وضو را خواند و مسح سر را کشید و برای مسح پا خم شد، دردِ همیشگی پیچید تویِ کمرش، بی اعتنا به درد، قد راست کرد و رفت پایِ سجاده، چادرِ سفیدِ گلدارِ نماز را برداشت و رویِ سرش انداخت، همیشه به اینجا که میرسید حاجی لبخند میزد، هر پنج وعده ی نماز، نگاهش زهرا خانم را تا اینجا دنبال میکرد، زهرا خانم هم نمیدانست، حاجی گرهِ چادرش را دوست دارد یا گردنِ کج شده اش را مقابلِ خدا، به هر حال تمامِ این سالها نگاهِ حاجی زهرا خانم را دنبال میکرد و بعد قامت میبست.

دست ها را کنارِ گوش ها برد و در سکوت با خدایِ خود عهد و پیمانِ نمازِ عصر را بست و خواست الله اکبر بگوید که "آهِ" در گلو خفه شده ی زهرا نگذاشت، بی اختیار برگشت، زهرا دست به کمر مانده بود و با چشم های از درد مچاله شده سعی میکرد دردش را در سکوت خفه کند که حاجی رسید، زهرا را بلند کرد و رویِ تختِ کنارِ اتاق خواباند: "چرا نشسته نماز نمیخونی خانم؟" ؛ زهرا انگار که خونِ روزهای بیست و چند سالگی به گونه هاش دویده باشد پشتِ چشم نازک کرد: "دیگه چی؟"

دست زهرا را تویِ دستش گرفت: "سه تاش افتاده، باید بدی ببرم پیشِ مرتضی زرگر برات نگین بندازه". حلقه ی دستِ زهرا را زیر و رو میکرد و بینِ بوسیدن و نبوسیدن مردد مانده بود، حاجی هنوز مثلِ روزهایِ اول زهرا را میخواست، دستش را برد طرفِ لب هایش، برای اولین بار زهرا مانع نشد، دستش بینِ دست و لب های حاجی یخ کرده بود.


anarmahi@

  • انارماهی : )

کبوترماهی

نظرات  (۹)

:(
خیلی خوب نوشتی
ولی مرگ...
عالی نبشتی
زیبا بود.
قلمت طلا.
ما ندیدیم این جیزا وقوع خارجی داشته باشه.. زیاد خوندیما ولی ندیدیم :)
پاسخ:
ولی من دیدم
  • ...:: بخاری ::...
  • کاش همه مث داستانا مهربون بودن
    پاسخ:
    هستن
    غائلۀ غم بر احساس مهربانی حاچی و زهرا غلبه داشت.!!
    زیبا
    غمگین
    حقیقی...
  • فاطمه دریایی
  • هی...
    نگارش عالی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی