انارماهی

بسم الله


استفاده از مطالب این وبلاگ، بدون یا با ذکر منبع آن، به شرطِ تغییر ندادنِ مطلب، مجاز بوده و مورد رضایت نویسنده میباشد.
.

آدرس کوتاه شده برای لینک در بلاگفا
http://goo.gl/4vcqeE

خودتان باشید، شاید خودتان بیشتر به درد خورد.

پنجشنبه, ۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۴ ب.ظ
من دنیای آدم های هفت هشت سال از خودم کوچکتر را درک نمی کنم. نه از این جهت که شبیه من نیست، نه از این جهت که نمی فهممشان. اتفاقا چون خیلی شبیه همان روزهای خودم است درکشان نمی کنم و نمیفهمم. پس کو حرفِ جدید؟ کو راهِ جدید؟ کو نگاهِ نو؟ کو تفاوت؟

می ترسم دخترم هم عین همان روزهای خودم باشد، اگر این طور باشد قطعا از حرفهای تکراری اش خسته می شوم، از دنیایی که خودم تجربه کردم، کلمه هایی که خودم نوشتم، روزهایی که خودم به شب رساندم. چرا آدم ها انقدر شبیه به هم شده اند؟ سبک زندگی، آرمان، اعتقاد، چپ یا راست فرقی نمی کند، آدم ها شبیه به هم شده اند.

آوینی و چمران با پانزده شانزده سال اختلاف سن قدّ پانزده شانزده سال تفاوت نگاه داشتند، تفاوت راه داشتند، تفاوتِ عمل داشتند، نتیجه اما یکی بود. حالا چی شده که فکر می کنند برای رسیدن به یک نتیجه، باید از یک راه و یک عقیده و یک روز و یک شب و یک روش استفاده کرد؟

خسته ام، از حرف های تکراری و آرمان های تکراری و شعارهای تکراری ... حرفِ نو بزنید. حرفِ نو، طرحی نو در اندازید در شبیه آبادِ سختِ کسل کننده.

  • انارماهی : )

اجتماعی

از اینجا که منم

نظرات  (۴)

  • ماهی کوچولو
  • خدا رو شکر من شبیه خودم ندیدم :) 
  • فرزانه سادات
  • چه جالب که من دقیقا برعکس شما فکر میکنم!=)
  • فرزانه سادات
  • چه جالب که من دقیقا برعکس شما فکر میکنم!=)
    پاسخ:
    یعنی می دونید من هفت هشت سال پیش چجوری فکر میکردم؟
    یا هفت هشت سال از خودتون کوچیکتر ها رسیدن به نوجوونی و جوونی؟ و مثل شما فکر نمی کنند؟
  • غـ ـزالــ
  • مسیرها یکی ست.... 

    الان 
    دنبال ترقی نیستن... دنبال رشد نیستن... 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی