انارماهی

بسم الله


استفاده از مطالب این وبلاگ، بدون یا با ذکر منبع آن، به شرطِ تغییر ندادنِ مطلب، مجاز بوده و مورد رضایت نویسنده میباشد.
.

آدرس کوتاه شده برای لینک در بلاگفا
http://goo.gl/4vcqeE

همسر هم بنده ی خداست

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۵۶ ب.ظ
بدون شک روزهای اول هر تجربه ی تازه ای روزهای بکر و دست نخورده ای هستند که تا همیشه در ذهن و جان آدم باقی می مونند، روزهایی که هر بار یاداوری اونها میتونه لبخندِ قشنگی رو به لب های آدم بیاره یا حتی چشم ها رو از اشک شوق خیس کنه. روزهای اول زندگی مشترک هم یکی از همون روزها و دورانِ تکرار نشدنی برای هر آدمیه. اما چی میشه که بعد از مدتی، بعد از گذشت یک سال و دو سال، همه ی اون تازگی و طراوت رنگِ تکرار به خودش میگیره؟ چی میشه که علاقه ی روزهای اول تبدیل میشه به کینه و کدورت، به خاطراتِ تلخ و اتفاقاتی که هیچ جوری نمیشه از صفحه ی ذهن پاکشون کرد.

من فکر میکنم یکی از مهم ترین دلایلِ تموم شدنِ زیبایی و خوشی روزهای اولِ زندگی مشترک "تحمل" باشه. اینکه ما از یک صفت یا یک رفتار یا یک نوع خلق و خو در فرد مورد نظرمون ناراضی و ناراحت باشیم و مدام از درون خودمون رو بخوریم و تحملش کنیم باعث میشه که بعد از مدتی خسته بشیم. از خودخوری و سکوت و به روی طرف مقابل نیاوردن خسته بشیم و به دلیل گذر زمان اصلا یادمون نیاد از چی ناراحتیم ولی همیشه ناراحت و ناراضی و کلافه باشیم.

راه حلش ساده ست، مسئولیت پذیر باشیم، ما شریک زندگی مون رو انتخاب کردیم، پس باید و باید و باید با تمامِ وجود اون رو طوری که هست بپذیریم و دوست داشته باشیم و مسئولیت انتخابمون رو بپذیریم.

برای پذیرش افراد اون طور که هستند میتونیم رو صفات خوبشون تمرکز کنیم. اینکه یک نفر اخلاق و رفتاری داره که وقتی رفتیم زیر یه سقف تازه داره برای ما مشخص میشه دلیل این نیست که انتخاب بدی داشتیم یا با چشم بسته انتخاب کردیم یا فکر کنیم طرف مقابل به ما دروغ گفته و نقش بازی کرده. هر فردی مجموعه ایه از صفاتِ خوب و بد، ما میتونیم با گذشت، با بخشش با تمرکز رویِ خوبی های طرفِ مقابل تا ابد دوستش داشته باشیم و در کنارش شاد باشیم.

خلاصه ی همه ی حرفهایی که زدم میشه این که: مجردهای محترم، سعی کنید قبل از ورود به زندگی مشترک ایمانتون رو قوی کنید، ایمان قوی به معنی هر شب جمعه دعای کمیل  رفتن و صبح ها دعای ندبه خوندن نیست، سعی کنید بنده های خدا رو چون بنده ی خدان، چون خدا براشون شان قائل شده، چون خدا ستارالعیوب اونهاست، دوست داشته باشید و برای بنده های خدا حرمت قائل بشید.

نظرات  (۱۶)

  • مرتضی زمانی
  • واقعا قابل استفاده بود .ممنون از شما .وبلاگتون هم دنبال شد
  • کمی خلوت گزیده!
  • نکته ی خوبی بود...
    فکر میکنم یکی دیگه از دلایل این عادی شدنه و از بین رفتن طراوته، این باشه که طرفین حس میکنن همسرشون دیگه مال خودشونه و از دستش نمیدن... بخاطر همین سعی نمیکنن طوری رفتار کنن که جذب بشه...
    اگر همیشه حس کنن ممکنه این زندگی به دلیلی از هم بپاشه، دائم تلاش میکنن طرف مقابلشون رو خوشحال کنن... اینطوری عادی هم نمیشه...
    مثلا سال اول زندگی تبادل هدیه زیاده، اما سال های بعد کم میشه... خب چرا؟ واقعا نباید اینطور باشه... وقتی آدم یک نفر رو دوست داره، دائم باید سعی کنه خوشحالش کنه...
    پاسخ:
    البته هدیه دادن و گرفتن بسته به روحیه ی افراد مقدارش متفاوته ولی اگر همیشه نوع نگاه این باشه که همسر هم یک نعمت از جانب خداست که هر زمان اراده کنه میتونه از ما بگیردش و از دست ما هم کاری بر نمیاد میتونیم با شکر همیشگی از لحظه ها بهترین استفاده رو ببریم.
    چقدر خوب بود این پست...
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • احسنت بانو. 
    مثل همیشه مفید بود.
    آفرین.

    در این باره باز هم و باز هم بنویسید. خیلی لازم است.
  • انــــــ ـار
  • انتقال تجربیات این چنینی واقعا خوبه...
    این خلاصه هه چقدررررر خوب بود
    برا بنده های خدا حرمت قائل بشید! حرمت... حرمت.... حرمت...
    آخ که چقدر دلم پره....
  • کمی خلوت گزیده!
  • بله، هدیه یک مثال بود، اگرچه سفارش داریم به هدیه دادن... بخصوص موقع کدورت...
    لاجرم بر دل نشست:)
    سلام
    وقتی یه چیزایی عادی میشه،دیگه اون لذت سابق رو نداره
    برا همین عیوب همدیگه رو بیشتر میبینن و دعواهاشون بیشتر میشه
    پاسخ:
    سلام
    مگه ازدواج میکنیم که یه چیزایی عادی نشه؟ یا بشه؟ یا اصلا ازدواج میکنیم که یک نفر باشه مدام ما رو غافلگیر کنه یا غافلگیرش کنیم؟ مگه ازدواج میکنیم که فقط لذت ببریم و لذت ببریم و لذت ببریم و لذت ببریم؟
    طلاق برای همین مواقع هست
    پاسخ:
    چه راحت یه زندگی رو تموم میکنید
    سلام
    مگه من گفتم که ازدواج میکنیم که یه چیزایی عادی بشه یا نشه،مگه من گفتم ازدواج میکنیم که یه نفر مدام غافلگیرمون بکنه یا نه....
    من قانون کلی رو گفتم عزیزم،فقط هم تو ازدواج اینطور نیست
    برای همین فرمودن طوری عبادت کنید که از سر عادت نباشه تا هم لذتش باقی بمونه هم مشتاق باشی برای انجام مجددش
    پاسخ:
    سلام
    عبادت کردن خیلی فرق داره با زندگی دو تا آدم کنار هم

    یک بخشش اینه که بهش اشاره کردین  یک بخشش هم برمیگرده به حبابهای فانتزی زندگی مشترک که میترکن و تموم میشن
    توی این دنیا چیزی نیست که عادت نشه .هست؟
    اگر فکر کنیم اونم مثل ما حق زندگی داره و با امید وارد این زندگی شده خیلی چیزها حله
  • مــاهان (ف.چ)
  • ملیکا الان که همه چی خوبه یه چیز رندانه بنویس‌.
    اینا به درد من نمیخوره.

    (الان میگه مگه من مینویسم که به دردت بخوره یا نخوره)

    بعدم تلگراممو پاک کردم توی گوشی عزیزت سروش بریز. ایرانی هم هست. وسط روزی ۱۷ ساعت درس خوندنم یه سلام علیکی بکنیم یادت نره یه رفیقیم اینجا داری :|

    دلمم برات تنگ شده. خوب شد؟! همینو میخواستی؟! حالا هی بگو فاطمه بده.
    پاسخ:
    رندانه م نمیاد
    یعنی میاد
    ولی ... بگذریم

    سروش چیه دیگه ؟ تو روزی هیوده ساعت درس میخونی؟ برو بابا .... خیییییییییلیه چی ازت میمونه اونوقت
  • دلتنگی شیرین
  • اگر بدونیم طرف مقابلمون هم داره یه چیزهایی رو تحمل میکنه، دیگه زیاد سخت نمیگیریم
    حس یه خوردِ بدی داد بم:( ببخش

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی